وب سایت رسمی آموزشگاه موسیقی کانون
وب-سایت-رسمی-آموزشگاه-موسیقی-کانون1234
Skip Navigation Linksمقالات : مقالات علمی : مقاله درموردپرورش شنوایی

مقاله درموردپرورش شنوایی

هدف پرورش شنوایی
هدف پرورش شنوایی به معنی پرورش تجسم موسیقایی است و در نتیجه دارای بنیادهای روانشناختی – موسیقیایی بوده و تنها به صداشناسیِ موسیقی محدود نمی شود. از این رو، شنوایی موسیقایی و پدیده های مربوط به آن در مبحث روانشناسی موسیقی مورد بررسی قرار می گیرند. شنوایی پدیده ی بسیار پیچیده ای است که نه تنها به عناصر صرفاً آکوستیکی، بلکه به شرایط زمانی و مکانی شنوایی و شرایط ذهنی و روانی شنونده نیز بستگی پیا می کند.
هنرجو بایستی از طریق پرورش شنوایی بتواند موسیقی را به طور آگاهانه بشنود، آن را درک کند و عناصر آن را شخصاً به کار بندد. او همچنین باید از این طریق بتواند موسیقیِ نوشته شد، را بشنود و بخواند، یا شکل نگارشی یک موسیقی شنیده شده را تجسم کند و بنویسد. پرورش شنوایی و بخواند، یا شکل نگارشی یک موسیقی شنیده شده را تجسم کند و بنویسد. پرورش شنوایی در سطوح بالاتر درک تحلیلی و آگاهانه ی سبک، فرم، بیان و ویژگی های زیباشناختی موسیقی را نیز در بر می گیرد.
اصول بنیادی پرورش شنوایی
همان گونه که در آغاز این گفتار اشاره شد، هدف اصلی پرورش شنوایی، توانایی تمیزدادن و بازآفرینی آگاهانه ی موسیقی است. یک هنرجوی موسیقی باید اصولاً بتواند صداها، فاصله ها، ریتم ها و دیگر پدیده های پیچیده ی موسیقی را از راه شنوایی تشخیص داده و بتواند آنها را ثبت کند. پرورش شنوایی امروزه جزئی پرهیزناپذیر از آموزش حرفه ای موسیقی است و از این رو بایستی در مراحلی هرچه بنیادی تر وارد آموزش موسیقی شود.
پرورش شنوایی در غرب
پرورش شنوایی در غرب روش های متنوعی را در برمی گیرد که از آن جمله می توان به سیستم های هجایی، عددی، دستی و انگشتی نیز اشاره کرد. اما اصول پرورش شنوایی به شکل امروزی آن در غرب به سده های میانه باز می گردد که با نام یک کشیش و موسیقیدان ایتالیایی از ناحیه ی آرتسو آغاز می شود، یعنی گوییدو دارتسو Guido d’arezzo (992-1050 م). یا گوییدو آرتسویی.
هنگامی که گوییدو در سده ی یازدهم میلادی، یعنی نزدیک به بیش از نهصد سال پیش ( در زمان حیات ابن سینا) به این فکر افتاد ه از هجاهای آغازین سرود یوحنّا (اوت، ر، می، فا، سل، لا) برای آموزش موسیقیایی شاگردانش استفاده کند، منظور او روشن نمودن رابطه ی نت های هگزاکورد، به ویژه تشخیص فاصله ی نیم پرده ای « می – فا» و توانایی خواندن سرودهای کلیسایی بود. لازم به یادآوری است که روش نمایش نت ها با حروف لاتین A-B-C-D-E-F-G به شکل امروزی و انتساب واژ های ut-re-mi-fa-sol-la به آنها به منظور تشخیص نقش و جایگاه نت ها در سیستم مُدال به عنوان شیوه ای برای خواندن و پرورش شنوایی، تقریباً به طور همزمان روی می دهند.
پرورش شنوایی به مفهوم عام هر فرآیندی را که به درک آگاهانه ی موسیقی یاری رساند در بر می گیرد، مانند گوش دادن به موسیقی نوازندگی و مطالعه ی اصول ساختاری موسیقی، به ویژه در روش های آموزش سنتی موسیقی، نوازندگی و خوانندگی در کنار نقش های دیگری که ایفا می کنند، مهم ترین وسیله های پرورش شنوایی هستند. اما پرورش شنوایی به مفهوم خاص به روش های آموزش و تمرین هایی گفته می شود که آگاهانه به منظور پرورش توانایی های ویژه ی شنوایی موسیقایی درنظر گرفته می شوند. پرورش شنوایی در حقیقت کسب توانایی در خواندن، نوشتن، تجسم و درک آگاهانه ی همه ی عناصر تشکیل دهنده ی موسیقی است.
سیر تحول پرورش شنوایی
در یونان باستان دو نوع نگارش با حروف وجود داشته است، نگارش سازی و دیگری نگارش آوازی که کهن ترین نمونه ی آن که در خرابه های «دلفی» یافت شده است به حدود دویست سال پیش از میلاد بازمی گردد. یونانیان نغمه ها، فاصله ها، مُدها و ریتم ها را نامگذاری کرده و برای آزمایش آنها از وسیله ای به نام «تَکتار» monochord استفاده می کرده اند. پرورش شنوایی یک موسیقیدان نیز همان گونه که در مورد موسیقیدانان کهن ایران نیز اشاره شد، در عمل به همین شکل صورت صورت می گرفته است. فراگیری مُدهای ریتمیک که قابل مقایسه با ارکان عروضی در ادبیات عرب است نیز نوع پرورش شنوایی ریتمیک به شمار می رفته است. از آنجا که ادعا می شود که روش های نگارش و سُلمیزاسیون یا سُلفژ در هند شکل گرفته و از طریق ایران و سرزمین های عربی به اروپا راه یافته است، نگاهی به سنت های نگارشی و پرورشی این سرزمین کهن سودمند خواهد بود.
نگارش و پرورش شنوایی در هند
موسیقی هند عمدتاً به نوع «موسیقی جنوب هند» یا موسیقی کارناتیک caranatic و « موسیقی شمال هند» یا موسیقی هندوستانی تقسیم می شود. موسیقی جنوب هند در سنت های کهن هندویی ریشه دارد، درحالی که موسیقی شمال هند متأثر از موسیقی ایرانی-عربی است که بر اثر چیرگی اعراب در سده ی ششم و هفتم هجری بر شمال هندوستان شکل گرفته است. در موسیقی جنوب هند که سنت آن به حدود دو هزار سال پیش از میلاد مسیح باز می گردد، یک اُکتاو یا «آشتاک» ashtak به 22 فاصله ی نسبتاً همسان به نام «شروتی» sruti (به معنی شنیده شده) تقسیم می گردد. اساس موسیقی هند را «راگا» raga و tala تشکیل می دهند که چیزی مشابه « مقام» و «دور ایقاعی» در موسیقی ایرانی هستند. در هر اُکتاو هفت درجه ی اصلی یا «سوارا» swara با نام های متفات وجود دارد که به تربیت از بم به زیر عبارت اند از : شاجام، ریشابام، گاندارام، مادیامام، پانچامام، دایواتام، نیشادام، panchamam, dhaivatam, nishadam, shadjam, rishabham, gandharam, madhyamam.
این اعتقاد وجود دارد که هر « سوارا» با صدای یکی از حیوانات انطباق دارد که به ترتیب طاووس، گاو نر، بز، کبوتر، فاخته، اسب و فیل هستند. برای هر «سوارا» یک کوته نشانه ی تک هجایی وجود دارد که از هجای آغازین آن گرفته می شود، یعنی sa، ni، da، pa، ma، ga، ri . از آنجا که این هجاها برای نگارش و تمرین های پرورش شنوایی به کار می رودند، سیستم سلفژ هندی را «سارگام» Sargam می خوانند که از ترکیب چهار هجای نخست نتیجه می شود. برای نگارش موسیقی تنها از حروف نخست آنها استفاده می شود.
آموزش ریتم در موسیقی هند با سیستم «تالا» انجام می شود. «تالا» نیز مانند ادوار ایقاعی عرب یا مدهای ریتمیک یونان دارای قالب های مشخصی است که به طور چرخه ی در موسیقی تکرار می شود.
اهمیت پرورش شنوایی نزد موسیقیدانان کهن ایران
ابونصر فارابی (253- 329 هـ. ش) بیش از همه ی موسیقیدانان دیگر ایران به حساسیت، توانایی، تمرین، تکامل و پرورش شنوایی اهمیت داده و از آن نام برده است. او در کتاب موسیقی کبیر شش بار اصطلاح تربیت گوش (پرورش شنوایی) را به کار می برد. برای نمونه در رابطه با درجه های گام و تشخیص ارتباط آنها می نویسد:
پیش از این چنین نتیجه گرفتیم که نغمه های متجانس در هر دور ( اکتاو) شامل هفت قوه ( درجه ) اند. این مسئله را پیش از ما دانشمندانی که قوه های طبیعی را شمار کرده اند و یا استادانی که به کار این صناعت (هنر) پرداخته اند و گوش را با شنیدن الحان تربیت کرده اند نیز بیان داشته اند (فارابی 1375: 64)
روش گوییدو مبتنی بر تجسم یک بخش کامل از یک ملودی به منظور تشخیص فاصله ها، به ویژه فاصله ی نیم پرده ای است. یک خواننده می بایست برای تشخیص فاصله ی نیم پرده ای « می – فا»، بخش سوم و چهارم ملودی یوحنا را بخواند، آن را به ذهن بسپارد و به آغاز این دو بخش فکر کند.
پس از روش گوییدو، نظام های دیگری از جمله نظام هگزا کورد، اکتاکورد، بوسِدیزاسیون، نظام های هجایی ببیزاسیون، کروماتیک اُتوگیبلیوس، دامِنیزاسیون، تونیک سل-فا، صداواژگانی، نظام دست نشانه های کِرِون، کُدای، یوزف ونتس برای نام "تونیکا-دو" و یاله، بوجود آمد و تکامل یافت.

ورود به سیستم

نام کاربری :
کلمه عبور :

اطلاعات تماس

نشانی مرکزآموزش موسیقی کانون

تهران، میدان انقلاب،خیابان جمال زاده شمالی

خیابان فرصت غربی، پلاک 90، واحد8
تلفن مرکزآموزش موسیقی کانون

021 - 66 42 98 35

021 - 66 57 33 59

سخن روز

پیوند ها

امروز سه شنبه , 25 مهر 1396